X
تبلیغات
رایتل

بخوان به نام شب ..

دوست دارم


این نوشتن های شبانه را

که نه بوی روز می دهد

نه بوی دود

دفترم را باز می کنم

این صفحه های سپید

که مرا به خود می خواند

پر از واژه های نابند

پر از حرفهای مگو

و خودنویسم

در انتظار

که بشکند

بغض فرو خورده اش را

و دلم

آسمانیست آبی

که شبها

غرور ماه را می خرد

من و ستاره

هر شب

سبد سبد ترانه را

به ماه می بخشیم

و او

چه مهربان

چه جسور

غزلهای نورانیش را

به ما می بخشد

سایه های ما قد می کشند

و سیاهی شب را می ترسانند

و این داستان بی تکرار ..

و تو که چشمانت

هر شب

 پر می شود از ستاره

با ساز شب بخوان

بخوان به نام شب ..

 شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390   05:48 ب.ظ