X
تبلیغات
رایتل

تا تو بودی...

تا تو بودی در شبم من ماه تابان داشتم

رو به روی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال گر چه هیچ نزری عهده دار وصل نیست

یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

شعر اگر می شد غریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود

من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم

ساده از «من بی تو می میرم» گذشتی خوب من

من به ای یک جمله سخت ایمان داشتم

لحظه تشییع من از دور بویت می رسید

تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم

 چهارشنبه 13 اردیبهشت‌ماه سال 1391   05:13 ب.ظ