X
تبلیغات
رایتل

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد....

آن کلاغی که پرید

از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد
دهانت را می بویند

مبادا که گفته باشی "دوستت دارم"

دلت را می بویند

روزگار غریبی است نازنین!

و عشق را

کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند...

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ و سرما

آتش را

به سوختبار سرود و شعر

فروزان می دارند.

به اندیشیدن خطر مکن!

روزگار غریبی است نازنین!

آنکه بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد.

آنک قصابان اند

بر گذرگاه ها

مستقر ،

با کنده و ساطوری خون آلود

روزگار غریبی است نازنین!

و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند

و ترانه را...بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد.

کباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی است نازنین!

ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است.

خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد....        

 
                                                                 احمد شاملو

 یکشنبه 24 مهر‌ماه سال 1390   08:05 ق.ظ