X
تبلیغات
رایتل

اینجا آخر دنیاست

چشمانم را که باز میکنم

مثل همیشه به تو سلام میکنم

و تو سکوت میکنی

من هم مثل هر روز بغض گلویم را میفشارد

و به یاد می آورم که قرار است دیگر سلام هایم بی جواب بمانند

باز هم دلتنگ میشوم

و باز به دنبال بهانه ای برای گریه کردن......

رفتی و همه ی بهانه هایم را با خودت بردی

نه گوشی برای شنیدن حرفهایم

نه پایی برای همراهی ام

نه دستی برای فشردن دست هایم

نه آغوش پر مهری برای بی پناهی ام.....

همه را با خود بردی!

راستی ای کاش!!

یادم را نیز میبردی

تا فراموشی بگیرم

و خاموش شوم

.. ......

اما چشمانم را که میبندم و به تو می اندیشم

بسیار دور تر میشوی

آخر رسیدن به تو رویایی ست دست نیافتنی

مایوس می شوم

 زیر لب میگویم:

حتما" اینجا که من ایستاده ام
آخر دنیاست.

 جمعه 15 دی‌ماه سال 1391   03:53 ب.ظ